تبليغاتX
کوه خدایان

سلام بر همگی

به عنوان خدای شعر و موسیقی

از این به بعد با مطالبی در مورد این موضوع در خدمتتون هستم

به عنوان اولین مطلبی که قراره اینجا قرار بدم

دوست دارم از کسی بنویسم که که در مورد ممتاز بودنش کسی شکی نداره




 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت 6:42 قبل از ظهر توسط آپولون |


روزگار غریبیست
دهانت را ميبويند
مبادا گفته باشی دوستت دارم
دلت را ميپويند
مبادا شعله ای در آن نهان باشد
روزگار غريبيست نازنين
و عشق را کنار تیرک راه بند تازیانه میزنند
عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد
در این بن بست کج و پیچ سرما
آتش را به سوخت بار سرود و شعر فروزان میدارند
به اندیشیدن خطر مکن
روزگار غریبیست نازنین
ان که بر در میکوبد شبا هنگام
به کشتن چراغ امده است
نور را در پستوی خانه نهان باید کرد
آنک قصابانند بر گذر گاه ها مستقر
با کنده و ساطوری خون آلود
و تبسم را بر لبها جراحی میکنند
و ترانه را بر دهان
شوق را در پستوی خانه نهان باید کرد
کباب قناری بر اتش سوسن و یاس
روزگار غریبیست نازنین
ابلیس پیروز مست
سور عزای ما را در خانه بر سفره نشسته است
خدا را در پستوی خانه نهان باید کرد
+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم مرداد 1387ساعت 8:57 قبل از ظهر توسط زئوس |


+ نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت 10:43 بعد از ظهر توسط زئوس |


    شهر ماسوله با وسعت ۱۶ هکتار در ۵۵ کیلومتری مرکز استان گیلان (به مرکز رشت)در ایران و در ۳۲ کیلومتری جنوب غربی شهرستان فومن در ناحیه ای کوهستانی و جنگلی با ارتفاع ۹۵۰ متر از سطح دریاهای آزاد در دامنه ای صخره ای با معماری بی همتا در ایران و حتی جهان قرار دارد. ماسوله از غرب به خلخال، از شمال به ماسال و از جنوب به تارم علیا محدود است. اختلاف بین پایین ترین  بالاترین نقطه این شهر کوهستانی بیش از ۱۲۰ متر است. قلل مهم ماسوله عبارتند از: شاه معلم(شامولوم)،آسمان کوه، لاسه سر،ترشوم و کله قندی، که قله شاه معلم با ارتفاع ۳۰۵۰ متر بلندترین نقطه استان گیلان  می باشد.

  بعد از ساعتی پیاده روی در کوچه های تنگ و باریک ماسوله و عبور از بازار خیره کننده آن متوجه شدم، ماسوله دارای چهار محله به نام های: خانه بر، مسجد بر، کشه سر و اسد محله است. هر چهار محله نیز در جوار بازار صاحب یک مسجد هستند که عبارتند از: مسجد جامع، مسجد اسد محله، مسجد قنبرآباد و مسجد خانه بر. زبان مردم ماسوله، تالشی است.

   بازار ماسوله که از جاذبه های اصلی و در واقع قلب این روستا محسوب می شود، توسط این چهار محله احاطه شده است. بازار در چهار سطح مستقل از هم شکل گرفته، مغازه های دو سطح تحتانی، از یک طبقه و مغازه های دو سطح فوقانی از دو طبقه تشکیل یافته و پایین ترین طبقه بازار، راسته چموش دوزها و چاقوسازها بوده است. طبقه دوم عمده فروش ها و سایر فروشندگان و طبقه سوم و چهارم که فوقانی ترین قسمت های بازار هستند نیز راسته چموش دوزها و چاقوسازها بوده است. طبقه دوم عمده فروش ها و سایر فروشندگان و طبقه سوم و چهارم که فوقانی ترین قسمت های بازار هستند نیز راسته عمده فروشهای بزرگ و تجارت خانه ها است. وجود حفاظهای چوبی مغازه ها و همینطور ستون ها  و ایوانهای دو طبقه چوبی در این بازار چشم اندازی بی نظیر را به وجود می آورد. بیش از ۱۶۰ دهانه مغازه در این مجموعه قابل شمارش اند که البته امروزه تعداد محدودی از آنها دائر است. برخی متروکه، برخی انبار و برخی نیز به کلی تخریب شده اند.

  در حال حاضر بیشترین محصولی که در بازار به چشم می خورد حلوا کنجدی، کلوچه با مزه فومن، نان روغنی، جوراب پشمی، عروسک های دستباف ، چاروق دوزی، گیوه و چموش دوزی و جالب تر از همه کاست های قدیمی از هنرمندانی چون بنان از مغازه ها و قهوه خانه های کوچک داخل بازار به گوش   می رسد. خانه های این شهرک قدیمی در قلب کوهستان به گونه ای آرمیده اند که پشت بام هر خانه حیاط خانه ای بالاتر و محل رفت و آمد مسافران و گردشگران است. نمای بیرونی برخی خانه ها کاهگلی و مزین به گلدانهایی زیباست. بر در بیشتر مغازه ها نوشته شده «مهره مار موجود است» گویا اهالی این شهر می خواهند محبت در دل همه مردم جهان جای گیرد.

  یکی از جذابیت های این شهر آبشاری است که از دل کوه سرچشمه می گیرد و از میان کوچه ها و بازارها می گذرد و روانه دره ی شرقی می شود.

  از قرار معلوم خانه های ماسوله سابقاً نمای کاهگلی داشتند. اما اکنون نمای بسیاری از آنها را پلاستر سیمان کرده اند و رنگی شبیه به رنگ کاهگل بر آن زده اند تا یکدستی نمای روستا حفظ شود. در منتهی الیه خانه ها، تابلوی پایه داری بر روی زمین نصب و در روی آن نوشته شده بود مخارج بازسازی و زیباسازی ماسوله از طریق یونسکو پرداخت شده است.

  در حال حاضر در ماسوله بیش از ۳۵۰ واحد مسکونی وجود دارد که درگذشته (حدود صد سال پیش)، شمار این واحدها به ۶۰۰ عدد می رسید. جمعیت ماسوله طی ۶۰ سال گذشته از حدود ۳۵۰۰ نفر به ۹۰۰ نفر کاهش یافته است. این امر نشانه سیر نزولی تاریخ شهر کهن است.

  در حال گذر از کوچه بازارهای ماسوله بودم که چشمم به روی سردر کوچکی خیره ماند، در بالای سردر نوشته شده بود امامزاده ابراهیم، این بهشت کوچک همه چیز دارد! اینجا امامزاده، همسایه توست  تو همسایه جنگل. دو امامزاده دیگر با نامهای «امامزاده عون بن محمد بن علی» و «امامزاده هاشم» نیز در این قریه به خاک سپرده شده اند.

  ماسوله در هر فصلی از سال زیبایی و جذابیت های خاص خود را دارد. تابستان، پر جنب و جوش ترین فصل سال برای اهالی ماسوله است. از یک سو وجود هوای معتدل در تابستان باعث جذب گردشگران بی شمار به آنجا می شود و از سوی دیگر، این فصل، اوج حیات اجتماعی  اقتصادی مردم به شمار    می رود. در این زمان جنبش جدیدی زیر پوست شهر به جریان می افتد. این فعالیت جهت آمادگی در برابر برف و سرمایی است که از آذر ماه به تدریج بر فضای شهرک مستولی می شود.

    انبار کردن برنج و آرد و همینطور ذغال و هیزم مشغله ای است که به کسب، تجارت و تولید اضافه   می شود. به گفته کهنسالان، ماسوله در تابستان در روز بیش از چهارصد راس اسب و قاطر که بارشان کالاهای فروشی است به شهر می آیند.

  در فصل پاییز این جنب و جوش در میان اهالی شهر به تدریج رنگ می بازد. دامداران دیگر در کوههای ماسوله نیستند. بسیاری از افراد به قشلاق می روند. مشغله مردم را آب بندی پشت بام ها، انبار کردن مایجتاج زمستانی و انبار کردن پنیرها در خم های دفن شده در زیر خانه ها تشکیل می دهد.

  زمستان، فصل سکوت است و خاموشی. اهالی شهر در پناه هیزم در اتاق های کوچک و گرم به شب نشینی می پردازند و دائماً مراقبت اند برف های سنگین بر بام خانه هایشان به مدت طولانی باقی نماند.

  قدمت شهرک تاریخی ماسوله به قرن هشتم هجری می رسد و نوع معماری این شهر بومی، سنتی و از نظر هماهنگی با محیط طبیعی و جغزافیایی خود، بی نظیر است. این شهرک تاریخی نماینده آثار تاریخی ایران و در طرح میراث فرهنگی و گردشگری یونسکو در بین هشت کشور منتخب آسیای میانه و هیمالیا است و طی شماره ۱۰۹۰ در فهرست آثار ملی ایران ثبت شده است.

+ نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت 12:45 بعد از ظهر توسط |


خانه‌ی کوچکی دارم

در آن اتاقی هست

در آن اتاق کتابخانه‌ای هست

در آن کتابخانه کتابی هست

در آن کتاب پادشاهی

                           که قصر بزرگی دارد

+ نوشته شده در سه شنبه سی ام مرداد 1386ساعت 2:16 بعد از ظهر توسط |


کوچه لر سو سپمیشم

یار گلند تز الماسین

ال گلسین ال گتسین

آرامیزدا سز الماسین

سماور اوت سالمیشام

ایستسکانا قت سالمیشام

یاریم گدیپ ته گالمیشام

نه عزیز دی یارین جانی

نه شیرین دی یارین جانی...

یعنی:

کوچه را آب پاشیده ام

تا هنگام آمدن یار غباری نباشد

طوری بیاید و برود

که بین ما سخنی(درشت) نباشد

سماور را روشن کرده ام

در استکان قند انداخته ام(منتظر یارم هستم)

ولی افسوس که یارم رفته است و تنها مانده ام

چه عزیز است جان یار

چه شیرین است جان یار... 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386ساعت 3:22 بعد از ظهر توسط |


بازگشت    Volver /To Return

کارگردان: پدرو آلمودووار. موسیقی: آلبرتو ایگلسیاس. مدیر فیلمبرداری: خوزه لوئیس آلکاینه. تدوین: خوزه سالسیدو. طراح صحنه: سالوادور پارا. بازیگران: پنه لوپه کروز[رایموندا]، کارمن مائورا[ایرنه]، لولا دوینیاس[سوله]، بلانکا پورتیلو[آگوستینو]، چاس لامپریوه[تیا پائولا]. ١٢١ دقیقه. محصول ٢٠٠٦ اسپانیا. نامزد نخل طلا و برنده جایزه بهترین بازیگر زن و بهترین فیلمنامه از جشنواره کن، برنده جایزه تماشاگران و بهترین بازیگر زن، بهترین فیلمبرداری، بهترین موسیقی و بهترین کارگردانی از جشنواره فیلم اروپا، برنده جایزه فیپرشی به عنوان بهترین فیلم سال از جشنواره سن سباستین، برنده جایزه تماشاگران از جشنواره والادولید.

رایموندا با دخترش پائولا و شوهر همیشه مست اش پاکو در مادرید زندگی می کند. خواهرش سوله مطلقه است و مخفیانه به عنوان آرایشگر کار می کند. دو خواهر والدین شان را در جریان یک اتش سوزی در زادگاه شان-دهکده ای در لامانچا- از دست داده اند. تنها خویشاوند آنها که در ده زندگی می کند خاله پائولاست که طوری از خواهرش ایرنه-مادر سوله و رایموندا- حرف می زند، که انگار هنوز در قید حیات است. دو خواهر که سالهاست بعد از مرگ والدین خود در مادرید ساکن شده اند، با مرگ خاله پائولا همه چیز دگرگون می شود. گذشته بار دیگر همراه با اسرار و تعلیق های خود برمی گردد...

نقد فیلم

از اخرین فیلم آلمودووار دو سالی گذشته و هنوز خاطره خوش تماشای آن باقی است. چون آلمودووار شخصیت ها و روایتی خاص خود دارد . آلمودووار یکی از معدود مولف های روزگار ماست و با این حال برای خیلی ها بچه تخس سینمای اسپانیا و برای برخی ترسناک ، چون اغلب شخصیت های فیلم های او را هم جنس گرا، دو جنس گرا، ترانسکشوال ها و ... تشکیل می دهند. آلمودووار در هفدهمین فیلم خود بار دیگر پس از چند سال وقفه کروز و مائورا را به کار گرفته، به دوره فیلم های اولیه خود رجوع کرده و در واقع به سراغ ریشه های خود در لامانچا برگشته است. بازگشت پاسخی به دغدغه های همیشگی کارگردان درباره مرگ، عشق و خانواده و نسل هاست که بار دیگر در ترکیبی کمدی/درام توانسته آنها در کنار هم بچیند. کروز با این فیلم به اوج قله بازیگری خود دست یافته و ثابت می کند که کار در هالیوود و تولیدات بین المللی نتوانسته ذره ای از اعتبار کار با آلمودووار را برای او فراهم کنند. حتماً طرفداران فیلم های آلمودوواراز دیدن بازگشت شگفت زده شده و ساعت های خوشی را خواهند گذراند.

ژانر: کمدی، درام.

سایت رسمی فیلم

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386ساعت 1:50 قبل از ظهر توسط |